
بچه که بودم با ان موهای قلقلی، که روی سرم بوش می کرد و به هوا می فرستادش، شبیه ببعی می شدم. عشق موی بلند هم داشتم. و البته شانه ای که به سرم فرو نمی رفت، از پس گره درگره بودن زلفکانم! 5 یا 6 ساله بودم ، دقیق یادم نیست. هر چه بود پیش از دبستان بود. همیشه سر شانه این موهای فرفری جیغ و دادم به هوا بود! و البته باید کودک مرتبی می بودم برای مامان و بابا! یادم است با کش های نازک می بستم همان یک بند انگشت مو را و دلم خوش بود. و کش در موهایم گره میخور دو وزتر میشدند باز، زلفکانم.
بالاخره باید چاره میکردند این وضع را! گفتند بیا موهایت را بزنیم، برایت عروسک میخریم! فی الواقع گولمان زدند، ما که همینطوری راضی بشو نبودیم! موهایم را کرنلی زدند. یا گوگوشی(یکی از هزار مدل موی گوگوش). کوتاه و پسرانه. حس غریبی داشت. راستش خوش ایند نبود. سر سبک شده بود، اما خوش ایند....نه! نبود!
اما سوزان، عروسک لباس صورتی- مو طلایی، که تکان یک دست، خواننده اش میکرد و تکان دست دیگر، رقاصه اش، تا مدتها این حس را سر پوش بود.
یادم است رفتیم خانه مامانی. خاله و پسر خاله ها هم بودند به گمانم. و همه در مهتابی جمع. از مویم خجالت میکشیدم به رغم تعریف و تمجیدها! اما عروسک درون جعبه در آغوش من، تسلی بود مریم طفلی را.
یادم است موهایم دیگر بلند نشد. دیگر من بودم و مدل موهای کرنلی. مبادا موی بلند قدم را بسوزاند! یا از درس بیاندازتم! بزرگ شدی و توانستی به موهایت برسی، انوقت خودت بلندشان کن. تقریبا تا سالهای اخر دبیرستان بر منوال سابق بود. که دیگر بزرگ شدیم و خودمان دست به اینکار کارستان زدیم.
در تمام ان سالها، موی بلند را به خاطر بافتنش دوست داشتم. حس اینکه کسی درست عین فیلمها و کارتونها، موهایم را بگیرد و با آن نظم ببافد ، همیشه آرزویم بود. انقدر که هر گاه موهایم را تنها قدر 4 انگشت، بلند میکردم، دیگران را مجبور میکردم ببافندش. و هیچ وفت نمیشد.
اکنون، مدتهاست که موهایم بلند است. آنقدر که میشود بافت. اما...
نمیدانم چرا نمیبافمشان؟ امشب برای خودم از پشت بافتم! الان شل بر روی ستون فقراتم افتاده! باز انطور که در رویا میدیدم، نیست! اما بافته شده!
انگار از وقت بافتنش گذشته! شیرینی اش رفته! دیگر کسی را نمی نشانم که برایم شانه شان کند، یا ببافندشان.
میدانی، اینها هم حس هایی است از زندگی، که گاهی آماس میکند!
شاید روزی باز بخواهم کسی برایم شانه شان کند و ببافدشان... شاید
مریم خانوم گل